بدون عنوان
هفته آخر شهریور را با خانواده بابا امیر رفتیم شمال سمت نشتارود و تنکابن به پسمل ناناز مامان که خیلی خوش گذشته بود تازه سرفه هاش هم بهتر شده بود من متوجه شدم که مانی جز به هوای آلوده به هیچ چی دیگه حساسیت نداره ...
وای مانی نمیدونی که چقدر با نمک شدی پسر عزیزم صبح که از خواب بیدار میشدی با همه بابای میکردی (البته اینجا معنی سلام میده) واسه خودت آواز میخوندی خلاصه کلی حال کردی.
اینم چند تا از عکسای گلم ...مانی در نمک آبرود

مانی و پدرجونش(بابائی)





ماجراهای مانی و پستونک (توجه داشته باشید که حلقه پستونک تو دست باباش هست)




عاشقتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتم جیگر مامانی تو با نمک من دوست دارم یه دنیا


بدون عنوان 